X
تبلیغات
رایتل
 
دنیای من
دلتنگنامه کوچول
 
 
شنبه 21 خرداد‌ماه سال 1390 :: 12:05 ق.ظ ::  نویسنده : صنم

یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نیامد چی؟ گفتی اگه چشمای تو بباره اسمون گریش میگیره ...گفتم :یه خواهش دارم وقتی اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار - گفتی به چشم ...حالا من دارم گریه می کنم و آسمون نمی باره ........تو هم اون دور دورا ایستادی به من می خندی .




  • @title
    (نوشته شده